تبلیغات
*و شهید قلب تاریخ است* - شعر نو برای امام زمان(عج): تو كه یك عمر سرودی «تو كجایی؟» تو كجایی؟

*و شهید قلب تاریخ است*
 
دعای فرج

مثل هر بار برای تو نوشتم:
دل من خون شد ازین غم، تو كجایی؟ 
و ای كاش كه این جمعه بیایی! 
دل من تاب ندارد، 
"همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟ ... تو کجایی؟ تو کجایی..." ۱»

و تو انگار به قلبم بنویسی: 
كه چرا هیچ نگویند 
مگر این رهبر دلسوز، طرفدار ندارد، كه غریب است؟
و عجیب است
كه پس از قرن و هزاره
هنوزم كه هنوز است 
دو چشمش
به راه است
و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش 
زیاد است 
كه گویند 
به اندازه یك « بدر » علمدار ندارد! 
و گویند چرا این همه مشتاق، ولی او سپهش یار ندارد!
تو خودت! مدعی دوستی و مهر شدیدی! 
كه به هر شعر جدیدی، 
ز هجران و غمم ناله سرایی، تو كجایی؟ 
تو كه یك عمر سرودی «تو كجایی؟» تو كجایی؟ 

باز گویی كه مگر كاستی ای بُد ز امامت، 
ز هدایت، 

ز محبت، 
ز غمخوارگی و مهر و عطوفت ۲
تو پنداشته ای هیچ كسی دل نگران تو نبوده؟ 
چه كسی قلب تو را سوی خدای تو كشانده؟ 
چه كسی در پی هر غصه ی تو اشك چكانده؟ 
چه كسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟ 
چه كسی راه به روی تو گشوده؟ ۳
چه خطرها به دعایم ز كنار تو گذر كرد، 
چه زمان ها  كه تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر كرد...
و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی كجایی!؟ 
و ای كاش بیایی!
****
هر زمان خواهش دل با  نظر یار یكی بود، تو بودی ... 
هر زمان بود تفاوت، تو رفتی، تو نماندی. 
خواهش نفس شده یار و خدایت، 
و همین است كه تاثیر نبخشند به دعایت، 
و به افاق نبردند صدایت، 
و غریب است امامت.
من كه هستم، 
تو كجایی؟ 
تو خودت! كاش بیایی.
به خودت كاش بیایی.





برچسب ها: امام زمان، شعر، متن ادبی، دلنوشته، شهدا، شهادت، آقاكجایی؟،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 1390/09/25 توسط فریبا ر
تاریخ روز حدیث موضوعی
طراح قالب : { معبرسایبری فندرسک}