تبلیغات
*و شهید قلب تاریخ است* - نام من گمشده

*و شهید قلب تاریخ است*
 
دعای فرج

امروز بوی جبهه می آمد،

می خواهم باز نورانی شوم، حس می کنی چقدر دنیایی شده ایم؟؟

مدتی است که چشم مان مزه اشک را نمی چشد

می بینی گوش مان چقدر بدهکار پیام های بازرگانی است

مردم منتظرند تا بازی جدیدی به بازار بیاید، و باز ماکارونی تازه تری، کره کاکائو به علاوه ی فن آوری

پیشرفته...

این هم ریاضیات جدید!

چقدر اسباب غفلت فراوان است و نیستان بیداری چقدر خاموش.

حرفهای ما چقدر قدیمی شده ، مشتری هامان انگشت شمار ، قیافه هامان قدیمی تر ،

چقدر از قیافه های قدیمی خوشم می آید ،

بیا برای آرامش من فکری کن. ..

بیا برای رفتن فکری کنیم و بروم سال 62 . فلانی هنوز از جنگ می گوید ، بیچاره انگار

هنوز نمی داند جنگ تمام شده و بیش از خود جنگ , از جنگ گذشته است . من اما به

رویاها دلبسته ترم تا این همه هیاهو.

از چپ و راست بیزارم ،

یادش بخیر چند قرن پیش، یکی می گفت: ما شیفتگان خدمتیم.

ای کاش شعارهای اول انقلاب یادشان نمی رفت و شور و حال جنگ ...

می خواهم به جبهه بروم. تو نمی خواهی؟

دست ادبیات خالی است. هر کس دلی دارد بیاورد. چه کسی می خواهد با اهل بیت صفا بنشیند؟

چه کسی از همه مواهب, تنهایی را دوست دارد؟

اما به برکت زمین سوگند !

مردی می آید،

با یارانی از جنس همان ها،

شلمچه احیا می شود،

کربلای 5 جان می گیرد،

کنار اروند چادر می زنیم و با یاران امام عشق،

مردانی از پاره های آهن، به قلب کفر می زنیم.

من اطمینان دارم شهدا را  خواهم دید...

از کتاب نام من گمشده





طبقه بندی: متن ادبی در مورد شهید و شهادت، 
برچسب ها: وشهید قلب تاریخ است، شهید و شهادت، دفاع مقد، جبهه، شهدا، متن جالب شهدا، متن ادبی شهید،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1390/03/12 توسط فریبا ر
تاریخ روز حدیث موضوعی
طراح قالب : { معبرسایبری فندرسک}