تبلیغات
*و شهید قلب تاریخ است* - شعر در مورد شهید

*و شهید قلب تاریخ است*
 
دعای فرج
دوباره سرفه یک مرد و خس خس سینه/ودست و پای پر از تاول و پر پینه

دوباره آتش زخمی که شعله ور گشته/وترکشی که بسر داشت دردسرگشته

نشسته یک زن غمگین کنار بستر او/کنار بستر مردی که بود بی بازو

کنار بستر مردی که خسته بود از درد/همان دلاور مجنون جبهه های نبرد

زکلبه دلشان عطر سیب می آید/صدای ناله ام یجیب می آید

و او ز صوت دعای زنش خدایی شد/به یاد آن شب حمله که شیمیایی شد

همان شبی که طلوعش پراز عبادت بود/همان شبی که دعایش فقط شهادت بود

تداعی شب حمله،تداعی شب غم/شب وداع رفیقان،شبی پر از ماتم

به یاد جبهه و شب زنده داری سنگر/به یاد حاجی و بیسیم و رمز یا حیدر

به یاد فکه ،دوکوهه،جزیره مجنون/به یاد دشت پر از خون، چفیه ایی گلگون

به یاد گرمی دل ها،به یاد سردی خاک/به یاد آنهمه رزمنده بدون پلاک

دلش گرفت نگاهی به عکس رهبر کرد/دعا به جان ولی و به جان دلبر کرد

دعا تمام شدو عقده دلش وا شد/و عاقبت سند بندگیش امضاءشد

صدای خس خس سینه تمام شد ،آری/واشکهای زن یک شهید شد جاری

حسین وکیلی زارچ





طبقه بندی: شعر در مورد شهید و شهادت و دفاع مقدس، 
برچسب ها: شهید، شهید شیمیایی، شهادت، شهدا، جبهه و جنگ، شعر درباره شهید، شعر درباره شهدا،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1389/10/28 توسط فریبا ر
تاریخ روز حدیث موضوعی
طراح قالب : { معبرسایبری فندرسک}